خرید بک لینک
یک گزینه «خوب کردم گفتم» ی وجود داره که اول بار وقتی دانشجوی لیسانس بودم وداشتیم میرفتیم سوار یکی از دو متروی «حقانی» یا «میرداماد» بشیم(درست یادم نمیاد) از زبون دوستم شنیدم شلوارش کوتاه بود و خانم محادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگین موسوی تاريخ: دوشنبه 17 تير 1398 ساعت: 6:58

چقدر محیط وبلاگها عوض شدهاند...نه تنها اخرین شناسه کاربری و رمز ورود در محیط پرشینبلاگ رو فراموش کردم بلکه حتی ادرس وبلاگ اخرم روی پرشین بلاگ رو یادم رفته! چقدر هم نیاز به وبلاگنویسی دارم. وبلاگنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگین موسوی تاريخ: دوشنبه 17 تير 1398 ساعت: 6:58

آدم های بی ادب اطرافم واقعا خسته ام میکنندآدم هایی که وقتی میخوام بهشون بابت اشتباهی که کردم ، توضیح بدم و عذر بخوام و اصن بگم آقا من اشتیاه کردم و دارم عذر میخوام، روشون رو میکنند اونور و حتی حاضر نیستند حرفتو بشنوند و هی شروع میکنند به جیغ جیغ. آدم هایی که ماجرا رو انقدر کش میدن که همه چی خراب شه آدم های دیگه ای که به اسم شوخی مرتب ، نیش تند و زهر آلودشون رو فرو میکنند تو چشم آدم آدم هایی که اادامه مطلب

برچسب: متعفن, نویسنده: نگین موسوی تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 14:33

آدم های بی ادب اطرافم واقعا خسته ام میکنند آدم هایی که به اسم شوخی مرتب ، نیش تند و زهر آلودشون رو فرو میکنند تو چشم آدم آدم هایی که اگه حالا به یه جایی رسیدند و خدا واسشون خواسته و پاشون به چهار تا کشور خارجی باز شده و مال و منالی براشون رسیده، حالا میخوان مرتب عقده های سالهای بی پولی و سختیشون رو با پز دادن و فرو کردن موقعیت امروزیشون بکنن تو چشم آدم. میخوان پز بدن و پز بدن و پز بدن و پز میدن و ادامه مطلب

برچسب: متعفن, نویسنده: نگین موسوی تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 14:33

- آدمی حس تمام گرسنگان عالم را درک میکند... تا سه روز پیش یخچال خانه در شرف انفجار بوده و حالا آه در بساط نیست. آن وقت است که آدم یاد تمــــــــــــــــــــــــام شخصیت های تهی دست و گرسنه ی داستان های کودکی اش می افتد، از دخترک کبریت فروش گرفته تا الیور توئیست

- آدمی حس تمام فقیران و مقروضان را تجربه میکند.....

- آدمی حس تمام بی پناهان و درماندگان و در راه مانده ها را درک میکند

یا غیاث المستغیثین

برچسب: وقتهای,میشود, نویسنده: نگین موسوی تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 14:33

آدم های بی ادب اطرافم واقعا خسته ام میکنندآدم هایی که وقتی میخوام بهشون بابت اشتباهی که کردم ، توضیح بدم و عذر بخوام و اصن بگم آقا من اشتیاه کردم و دارم عذر میخوام، روشون رو میکنند اونور و حتی حاضر نیستند حرفتو بشنوند و هی شروع میکنند به جیغ جیغ. آدم هایی که ماجرا رو انقدر کش میدن که همه چی خراب شه آدم های دیگه ای که به اسم شوخی مرتب ، نیش تند و زهر آلودشون رو فرو میکنند تو چشم آدم آدم هایی که اگه حالا به یه جایی رسیدند و خدا واسشون خواسته و پاشون به چهار تا کشور خارجی باز شده و مال و منالی براشون رسیده، حالا میخوان مرتب عقده های سالهای بی پولی و سختیشونادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگین موسوی تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 7:04

آدم های بی ادب اطرافم واقعا خسته ام میکنند آدم هایی که به اسم شوخی مرتب ، نیش تند و زهر آلودشون رو فرو میکنند تو چشم آدم آدم هایی که اگه حالا به یه جایی رسیدند و خدا واسشون خواسته و پاشون به چهار تا کشور خارجی باز شده و مال و منالی براشون رسیده، حالا میخوان مرتب عقده های سالهای بی پولی و سختیشون رو با پز دادن و فرو کردن موقعیت امروزیشون بکنن تو چشم آدم. میخوان پز بدن و پز بدن و پز بدن و پز میدن و میدن و میدن مرتب دارن از خونه و ماشین این و اون سوال میکنن که حالا مقایسه کنند که توان مالی خودشون بیشتره یا بقیه ، و بدون هیچ ابایی میگن که نه فلانی خونش تو یکی ازادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگین موسوی تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 7:04

یک بار وقتی که در دفتر استاد راهنمای سابقم خانم دکتر آروین نشسته بودم و با هم مشغول صحبت حول پروپوزالم بودیم، حرف از این شد که من در کاربرد واژه های خود در حین نوشتن، جهت گیری مشخصی ندارم! خب مسلما به اندازه همین ! که به کار بردم، آن موقع هم تعجب کردم که منظورتان چیست؟ خلاصه ی نکته، این بود که اگرچه شاید الان هنوز زود باشد ولی یک دانشجوی جامعه شناسی در انتهای دکترایش باید واقف باشد که ادبیاتش از کدام نوع جهت گیری است و البته ایشان معتقد بود که اگر awareness در دانشجو موجود باشد که علی القاعده باید باشد، باید خود نیز بداند که واژه هایی که استفاده میکند، کدام ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگین موسوی تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 7:04

- آدمی حس تمام گرسنگان عالم را درک میکند... تا سه روز پیش یخچال خانه در شرف انفجار بوده و حالا آه در بساط نیست. آن وقت است که آدم یاد تمــــــــــــــــــــــــام شخصیت های تهی دست و گرسنه ی داستان های کودکی اش می افتد، از دخترک کبریت فروش گرفته تا الیور توئیست

- آدمی حس تمام فقیران و مقروضان را تجربه میکند.....

- آدمی حس تمام بی پناهان و درماندگان و در راه مانده ها را درک میکند

یا غیاث المستغیثین

برچسب: نویسنده: نگین موسوی تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 7:04

برچسب: نویسنده: نگین موسوی تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 7:04

بعضی روزها هم آنقدر گند و کشدار میشوند که نه میتوان روی کد های مصاحبه هایت کار کنی، نه میتوانی خوش باشی، دوستانت که چند روز است منتظر بوده ای دور هم جمع شوید، دو دره ات میکنند و دوتایی میروند بیرون، اخرش هم میگویند نباید سخت گرفت یک عزیز دلی، جواب پیام هایت را نمیدهد، لابد که میترسد اغوایش کنی مادری داری که فردا MRI دارد، هم از نتیجه ی ام آر ایش میترسد که نکند بیماری دوباره بازگشته باشد، هم از معاینه ی فردای ام آر ایش یک همسایه ای داری که می آید پزهای بچه هایش میدهد و میرود، ولی تو را بی نصیب از ناله هایش نمیگذارد تنهایی هم که مثل یک کندو چسبناک بر سرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگین موسوی تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 7:04

دوستی امروز به یادم آورد که اینجا وجود دارد پس میتوانم بنویسم... عکسهای نشاط بخش دوست دیگری(نرگس) در اینستاگرام، به یادم آورد که زندگی سنتی را هنوز هم بیشتر از زندگی مدرن دوست میدارم. وقتی گلهای پیچک امین الدوله ش را دیدم، وقتی کبوترانی را دیدم که در اشیانه تازه ساخته شان میان همان پیچک های امین الدوله، تخم گذاشته بودند... من حیاط خانه نرگس را در شاهرود دیدم که در آن پسرک فندوق بامزه اش را خواب میکند... صندوق آلبالوهایی که کیلویی 500 تومان اجرت دارد برای کار دست دخترکانش...راستی که چه مادر خوبی دارند این دو دختر... دانشمند و هنرمند و همه چیز تمام... آخ که چقدرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگین موسوی تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 7:04

صفحه بندی